تبليغاتX
وبلاگی برای خودم
بازی با دین شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 16:2
سلام

سرماخوردم در حد المپیک

امروز ظهر به اخبار ساعت 14 نگاه می کردم

روز مادر و روز زن است و برای همین تو اخبار مصاحبه ای با خانمهای محجبه پخش می شد پیرامون درسهایی که یک زن میتواند از حضرت زهرا سلام الله علیها بگیرد.

یاد انتخابات افتادم مصاحبه با زنان بد حجاب برای تبلیغ اینکه همه تو ایران از بد حجاب تا با حجاب تو انتخابات شرکت می کنند.

به نظر من حجاب که یک مسئله دینی است چند سال است که کارت بازی بعضی از رجال سیاسی شده و تلوزیون هم تلاش کرده خودش را از این کارت بازی محروم نکنه.

حس می کنم جامعه ما در عمل پلورالیست ترین جامعه دنیاست. زمانی دکتر سروش را به خاطر این حرفها می توپیدند اما حالا خود متولیان جامعه در عمل مروج پلورالیسم هستند.

حجاب و عفاف را نمی توان با چکش درست کرد اما می توان در جامعه جلوی عبور از قانون را گرفت. نمایشگاه کتاب تهران گویاترین سند برای برخورد دوگانه با دین است.

یک متن بی ربط

بازی با دین و گزاره های دینی خیلی بازی کثیفی است.تو غرب که لائیکها و سکولارها و بی دینها دارند حکومت می کنند چقدر با اعتقادات دینی بازی می شود؟

روز زن و روز مادر مبارک
نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

 

کامنت یکی از کاربران: خدا رهبر بزرگوار را از شر چاپلوسان محفوظ بدارد.

 

منبع:
 
نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

خط قرمزهایی از نوع ریا، توهم و نفاق جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 23:4
سلام

تا حرف نظام و انقلاب و رهبری پیش میاد بعضی ها میگویند داری وارد خط قرمز میشی.

نمی دانم چرا این نوع از افراد که از قشر روحانی هم بینشان هست علاقه دارند که نظام را تبدیل کنند به یک نظام دیکتاتوری که همه جا دستگاههای جاسوسی کار گذاشته و همه هم جاسوس نظامند.

به نظر من این نوع از آدما دوستان ناآگاه انقلاب و نظامند.

من طلبه در علم کلام و عقائد هیچ خط قرمزی برای سوال ندارم اما وقتی میام به سراغ رهبری ، فورا خط قرمز درست می کنم.

خط قرمزهایی از نوع ریا، توهم و نفاق

وقتی رهبری خود می گوید که می شود از رهبری هم انتقاد کرد چرا دوستانی که برای همه خط قرمز تعریف می کنند کانال و ابزاری برای وصول انتقادات مردم به سمع رهبری تعریف نمی کنند؟

به هر حال بنده یک تعارض جدی بین منش و رفتار رهبری با منش و رفتار بعضی از روحانیان می بینم.

از یک طرف رهبری می گوید که می شود از رهبری هم انتقاد کرد و از طرف دیگر بعضی ها می گویند انتقاد از رهبری به صلاح نیست.

سوال اینجاست که چه کسی این صلاح و فساد را تعریف می کند؟ و چه کسی به مانعان انتقاد از رهبری این اعتبار را داده که بگویند انتقاد صلاح نیست؟

و چرا نمی شود این حرفها را در حوزه زد بدون اینکه از اطراف ایماء و اشاره نکنند.

آیا این برخوردهایی که نظام را مستبد و ظالم جلوه می دهد خیانت به نظام و رهبری نیست؟

 


برچسب‌ها: رهبری, نظام, انتقاد, حوزه
نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

ستیز برای زندگی پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 23:38
بدون شرح

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

نکته، تقوا، تخصص، شهید چمران یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 9:25
سلام

پیامکی برام اومد با این مضمون:

شهید چمران:

میگویند:

 تقوا از تخصص لازمتر است.

 آن را می پذیرم اما میگویم:

آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد بی تقواست.

 

 

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

چهل حدیث گهربار از حضرت فاطمه زهرا(س) چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 23:39
چهل حدیث گهربار از حضرت فاطمه زهرا(س)
در این نوشتار چهل حدیث منتخب از سخنان گهربار حضرت زهرا(س) انتخاب شده است.
1 قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه علیها: نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211.)

ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم .

2 قالَتْ علیها السلام : وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْكَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 93.)

در تعریف امام علىّ علیه السلام فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.

3 قالَتْ علیها السلام : ابَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، یُقْیمانِ اءَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.(بحارالا نوار: ج 23، ص 259، ح 8.)

حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و علىّ علیه السلام ، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند؛ و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.

4 قالَتْ علیها السلام : مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.(بحار: ج 67، ص 249، ح 25)

هر كس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید.

5 قالَتْ علیها السلام : إنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّا فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 2، ص 449 )

همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ علیه السلام در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

6 قالَتْ علیها السلام : إلهى وَ سَیِّدى ، اءسْئَلُكَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتى ، وَشیعَةِ ذُرّیتَى .(كوكب الدّرىّ: ج 1، ص 254.)

خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آنها را برگزیده‌اى ، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان ، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى .

7 قالَتْ علیها السلام : شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.(بحارالا نوار: ج 68، ص 155، س 20، ضمن ح 11.)

شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

8 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إ نّى اكْرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّى سَاءُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْ جابَةِ. 1

حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى ، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرین مى كردم . و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.

9 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ، لاكَلَّمْتُكَ ابَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْكَ فى كُلِّ صَلوةٍ. 2

پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت ، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت ، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد.

10 قالَتْ علیها السلام : إنّى اُشْهِدُاللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، انَّكُما اَسْخَطْتُمانى ، وَ ما رَضیتُمانى ، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لا شْكُوَنَّكُما إلَیْهِ. 3

هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مى گیرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده‌اید، و مرا راضى نكردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكایت شما دو نفر را خواهم كرد.

11 قالَتْ علیها السلام : لاتُصَلّى عَلَیَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ ابى رَسُولِ اللّهِ فى امیرالْمُؤ منینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَاءخَذُوا إ رْثى ، وَخَرقُوا صَحیفَتى اللّتى كَتَبها لى ابى بِمُلْكِ فَدَك .4

افرادى كه عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثیّه‌ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.

12 قالَتْ علیها السلام : إلَیْكُمْ عَنّى ، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِكُمْ، وَالاَْمْرُ بعد تقْصیركُمْ، هَلْ تَرَكَ ابى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِ حَدٍ عُذْوٌ. 5

خطاب به مهاجرین و انصار كرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان ، عذرى براى شما باقى نمانده است . آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت ؟

13 قالَتْ علیها السلام : جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیرا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیها لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَالزَّكاةَ تَزْكِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّیامَ تَثْبیتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْییدا لِلدّینِ 6

خداوند سبحان ، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس ) را براى تزكیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده ، لازم دانست . و حجّ را براى استحكام اءساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.

14 قالَتْ علیها السلام : یا ابَاالْحَسَنِ، إنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ اهْلِهِ لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّهِ تَعالى وَارْضَ بِقَض ائِهِ. 7

اى ابا الحسن! همسرم ، همانا رسول خدا با من عهد بست واظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بیتش كه به او ملحق مى شوم و چاره‌اى از آن نیست ، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش .

15 قالَتْ علیها السلام : مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَةَ اءیّامٍ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِكِ؟

قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا. 8

هر كه بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند، چه در زمان حیات و یا پس از مرگ ما باشد.

16 قالَتْ علیها السلام : ما صَنَعَ ابُوالْحَسَنِ إلاّ ما كانَ یَنْبَغى لَهُ، وَلَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبُهُمْ.9

آنچه را امام علىّ علیه السلام نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت انجام داد، وظیفه الهى او بوده است ، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آنها را محاسبه و مجازات مى نماید.

17 قالَتْ علیه السلام : خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ. 10

بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است كه مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

18 قالَتْ علیها السلام : اوُصیكَ یا ابَاالْحَسنِ انْ لاتَنْسانى ، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى .11

ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نكنى . و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیایى .

19 قالَتْ علیها السلام : إنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَاءى ، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینى، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ. 12

در آخرین روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصیّتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى‌دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌اى روى بدنش تشییع مى‌كنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت كه اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده بلكه مرا با پوشش كامل تشییع كن ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.

20 قالَتْ علیها السلام : .... إنْ لَمْ یَكُنْ یَرانى فَإنّى اراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح . 13

مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء علیها السلام پنهان گشت ، وقتى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت : اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم ، دیگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.

21 قالَتْ علیها السلام : أصْبَحْتُ وَ اللّهِ! عاتِقَةً لِدُنْیاكُمْ، قالِیَةً لِرِجالِكُمْ. 14

بعد از جریان غصب فدك و احتجاج حضرت ، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد كردم و هیچ علاقه اى به آن ندارم ، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.

22 قالَتْ علیها السلام : إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا.15

اگر آنچه را كه ما اهل بیت دستور داده ایم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ایم خوددارى نمائى ، تو از شیعیان ما هستى وگرنه ، خیر.

23 قالَتْ علیها السلام : حُبِّبَ إ لَیَّ مِنْ دُنْیاكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ.

سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و كمك به نیازمندان در راه خدا.

24 قالَتْ علیها السلام : اُوصیكَ اَوّلاً انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَةِ اُخْتى اءمامَةَ، فَإ نَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى ، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.16

در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است . همانا مردان در هر حال ، نیازمند به زن مى باشند.

25 قالَتْ علیها السلام : الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. 17

همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.

26 قالَتْ علیها السلام : ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ. 18

روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را كنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.

27 قالَتْ علیها السلام : اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ. 19

تبسّم و شادمانى در برابر مؤ من موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى ازعذاب خواهد بود.

28 قالَتْ علیها السلام : لایَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فى یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ. 20

كسى كه بعد از خوردن غذا، دست هاى خود را نشوید دستهایش آلوده باشد، چنانچه ناراحتى برایش بوجود آید كسى جز خودش را سرزنش نكند.

29 قالَتْ علیها السلام : اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإ نْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأ عْلِمْنى حَتّى أدْعُو. 21

روز جمعه نزدیك غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب كرد مرا خبر كن تا براى خود و دیگران دعا كنم .

30 قالَتْ علیها السلام : إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا وَلایُبالى . 22

همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از كسى باكى نخواهد داشت .

31 قالَتْ علیها السلام : الْجارُ ثُمَّ الدّارُ. 23

اوّل باید در فكر مشكلات و آسایش همسایه و نزدیكان و سپس در فكر خویشتن بود.

32 قالَتْ علیها السلام : الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فى مَنْزِلِهِ إلا الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ. 24

هر شخصى نسبت به مركب سوارى ، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در اولویّت است مگر آن كه دیگرى امام جماعت باشد و بخواهد نماز جماعت را اقامه نماید، نباشد.

33 قالَتْ علیها السلام : یا ابَة ، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَوْمَ الْقیامَةِ، واسَوْاء تاهُ یَوْمَئِذٍ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. 25

اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم كه مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت علیهم السلام .

34 قالَتْ علیها السلام : إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، اشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبىَّ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ.26

هنگامى كه در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم ، خطاكاران امّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ، را شفاعت مى نمایم .

35 قالَتْ علیها السلام : فَاكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى اُنْسِ الاْحْیاءِ.27

ضمن وصیّتى به امام علىّ علیه السلام اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى ، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا كن ، چون كه میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.

36 قالَتْ علیها السلام : یا ابَا الحَسَن ، إنّى لا سْتَحى مِنْ إلهى انْ اكَلِّفَ نَفْسَكَ مالاتَقْدِرُ عَلَیْهِ. 28

خطاب به همسرش امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام كرد: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آن را نداشته باشى .

37 قالَتْ علیها السلام : خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.(مدینة المعاجز: ج 3، ص 430.)

رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

38 قالَتْ علیها السلام : ... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ایجابا لِلْعِّفَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)

خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاكى جامعه از زشتى‌ها و جنایت ها؛ و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد؛ و دزدى نكردن ، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى گردد.

39 قالَتْ علیها السلام : حرم [الله] الشِّرْكَ إخْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إ لاّ وَ اءنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اءطیعُوا اللّه فیما اءمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إ نَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)

و خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند؛ پس آن طورى كه شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و كارى كنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید.

بنابر این باید اطاعت و پیروى كنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى كرده است ، زیرا كه تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت .

40 قالَتْ علیها السلام : امّا وَاللّهِ، لَوْتَرَكُوا الْحَقَّ عَلى اهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه ، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَلَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ، وَخَلْفٌ بَعْدَ خَلَفٍ حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِالسَّلام .(الا مامة والتبصرة : ص 1، بحارالا نوار: ج 36، ص 352، ح 224.)

به خدا سوگند، اگر حقّ یعنى خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى ومتابعت كرده بودند حتّى دو نفر هم با یكدیگر درباره خدا و دین اختلاف نمى كردند.

و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یكى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین مى گردید كه او نهمین فرزند از حسین علیه السلام مى باشد.


1-اصول كافى : ج 1، ص 460، بیت الا حزان : ص 104، بحارالا نوار: ج 28، ص 250، ح 30.

2-صحیح مسلم : ج 2، ص 72، صحیح بخارى : ج 6، ص 176.

3-بحارالا نوار: ج 28، ص 303، صحیح مسلم : ج 2، ص 72، بخارى : ج 5، ص 5.

4-بیت الا حزان : ص 113، كشف الغمّة : ج 2، ص 494.

5-خصال : ج 1، ص 173، احتجاج : ج 1، ص 146.

6-ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزّهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرین و انصار.

7-بحارالا نوار: ج 43، ص 200، ح 30.

8-بحارالا نوار: ج 43، ص 185، ح 17.

9-الا مامة والسّیاسة : ص 30، بحارالا نوار: ج 28، ص 355، ح 69.

10-بحارالا نوار: ج 43، ص 54، ح 48.

11-زهرة الرّیاض كوكب الدّرى : ج 1، ص 253.

12-تهذیب الا حكام : ج 1، ص 429، كشف الغمّه : ج 2، ص 67، بحار:ج 43، ص 189،ح 19.

13-بحارالا نوار: ج 43، ص 91، ح 16، إ حقاق الحقّ: ج 10، ص 258.

14-دلائل الا مامة : ص 128، ح 38، معانى الا خبار: ص 355، ح 2.

15-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 320، ح 191.

16-بحارالا نوار: ج 43، ص 192، ح 20، اءعیان الشّیعة : ج 1، ص 321.

17-كنزل العمّال : ج 16، ص 462، ح 45443.

18-مستدرك الوسائل : ج 7، ص 336، ح 2، بحارالا نوار: ج 93، ص 294، ح 25.

19-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 354، ح 243، مستدرك الوسائل : ج 12، ص 262، بحارالا نوار: ج 72، ص 401، ح 43.

20-كنزل العمّال : ج 15، ص 242، ح 40759.

21-دلائل الا مامة : ص 71، س 16، معانى الا خبار: ص 399، ضمن ح 9.

22-تفسیر التّبیان : ج 9، ص 37، س 16.

23-علل الشّرایع : ج 1، ص 183، بحارالا نوار: ج 43، ص 82، ح 4.

24-مجمع الزّوائد: ج 8 ، ص 108 ، مسند فاطمه : ص 33 و 52.

25-كشف الغمّة : ج 2، ص 57، بحار الا نوار: ج 8 ، ص 53، ح 62.

26-إ حقاق الحقّ: ج 19، ص 129.

27- بحارالا نوار: ج 79، ص 27، ضمن ح 13.

28-اءمالى شیخ طوسى : ج 2، ص 228.

منبع: 

http://www.ghasednews.ir/fa/news/23007

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

سخنی از آیة الله تهرانی یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 17:38

این متن را در خبر آنلاین دیدم و ازش خوشم اومد گذاشتمش اینجا

روایتی از حضرت عیسی(ع)/ آیت الله مجتبی تهرانی نگفتن کدام نکته را جفا دانست؟ 

دین - گلچینی از سخنان درس اخلاق آیت الله مجتبی تهرانی

در اینجا یک نکته‌ای هست که دیدم اگر بخواهم بگذرم شاید جفا کرده باشم. من در باب مودب کردن قلب، بر طبق روایاتی که خواندم، عرض کردم که باید قلب را، هم با حالت تأدیب کرد و هم با عمل خارجی. حالت عبارت از خشیت است. در روایت آمده که خداوند به حضرت عیسی(ع) خطاب فرمود: «یا عیسى أدب قلبک بالخشیة».

از طرفی هم در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) بود که حضرت در باب عمل فرمودند: « إِنَّ الْقَلْبَ یَحْیَا وَ یَمُوتُ »؛ قلب زنده می‌شود و می‌میرد، آن موقع که زنده شد؛ « فَأَدِّبْهُ بِالتَّطَوُّعِ ». « وَ إِذَا مَاتَ فَاقْصُرْهُ عَلَى الْفَرَائِضِ »؛ من این جمله را توضیح ندادم، بعد متوجّه شدم که چه بسا ممکن است در کار یک اشتباهاتی بشود. یعنی اگر بخواهی قلب را از نظر عمل ادب کنی، با چه عملی باید این کار را بکنی؟ حضرت فرمود: با تطوّع. تطوّع عبارت از نافله است، نمازهای نافله مستحبّی را تطوّع گویند. چون ذیل آن روایت، هست که؛ « وَ إِذَا مَاتَ فَاقْصُرْهُ عَلَى الْفَرَائِضِ »؛ یعنی واجبات.

ما هم نماز واجب داریم و هم مستحب. من در اینجا یک سؤالی را مطرح می‌کنم که در جواب این سؤال، مطلب روشن می‌شود. آیا مطلق نماز مستحب، موجب تأدیب قلب، یعنی تطهیر قلب از حبّ ما سوی الله، می‌شود؟

اگر قلب، مؤدّب به آداب الهی شود، یعنی از حبّ ما سوی الله تخلیه شود و سراسر آن را دوستی خدا بگیرد، آیا با صرف خواندن نماز مستحب، قلب انسان از حب ما سوی الله تخلیه می‌شود؟ نه؛ مطلقاً این طور نیست. چه بسا آن موقع که نماز مستحبّی می‌خواند، فکرش آن طرف‌تر از دنیا باشد. حبّ به پول، مال، جاه و مقام داشته باشد. من دیدم این را توضیح ندادم و رد شدم، یک وقت اشتباه می‌شود. یک عدّه خیال می‌کنند دارند نماز مستحب می‌خوانند، قلب‌شان را تأدیب به ادب الهی می‌کنند و حبّ ما سوی الله از قلب‌شان خارج می‌شود و سراسر دلشان، پر از محبّت خدا می‌شود. نعوذ بالله من همزات الشیاطین. لذا من مجبورم به نحو کوتاه مطلبی را عرض کنم.

در تطهیر قلب، نمازی مؤثر است که با حضور قلب باشد!

آن صلاه و نمازی روی قلب انسان مؤثّر است که با حضور قلب باشد، نه هر نمازی. حضور قلب هم، ابتداءً متوقف بر دو چیز است: یک؛ فراقت وقت و دو؛ فراقت قلب. در بین عبادات، یک عبادت است که مخلوق با خالقش و عبد با ربّش در آن، بدون واسطه و رویاروی او سخن می‌گوید و آن نماز است. در نماز، عبد با ربّش سخن می‌گوید و با او مواجهه دارد. گرچه این تعبیر تعبیر ناقصی است و ممکن است حضاضت داشته باشد، امّا با خدا، چهره به چهره رو به رو است. کدام نماز است که چهره به چهره می‌شود و عبد، ربّش را می‌بیند؟ کدام نماز است که موجب می‌شود، انسان دل از ما سوی الله ببُرد و تمام سراسر دلش را، حبّ به معبودش، فرا بگیرد؟ آن نماز است که، یک؛ فراقت وقت را رعایت کرده باشد و دو؛ فراقت قلب را. تازه این دو مقدّمه هستند.

/6262

http://www.khabaronline.ir/detail/208933/culture/religion

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

دکتری سال 91 و موش آزمایشگاهی شنبه بیست و ششم فروردین 1391 22:57
جمعه آزمون دکتری سال نودویک را رد کردم محل آزمون خیلی بهتر از سال گذشته بود

اما به نظر من اشکالاتی در نحوه و زمان پاسخ به سوالات بود

قبل از ظهر سوالات تخصصی بود که زمانش خیلی خوب بود

اما بعد از ظهر

ایکاش مسئولین آزمون فقط دو ساعت روی آن صندلیها می نشستند

واقعا نشستن روی آن صندلیها آن هم 4 ساعت و آن هم دو ساعت زبان

 و دو ساعت استعداد تحصیلی که هر دو نیاز به تمرکز دارند خیلی سخت بود.

کاش آزمون زبان و استعداد جدا از هم و با فاصله برگزار می شود.

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

تظاهرات سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 23:31
تلوزیون مدتهاست در حال پخش تظاهرات در کشورهای مختلف جهان

در اعتراض به اوضاع اقتصادی و بیکاری  و غیره است و برخورد پلیس با تظاهر

کنندگان را هم از زوایای مختلف نشان می دهد.

نکته هایی که مدتهاست ذهنم را مشغول کرده این است:

1- در غرب تظاهرات کنندگان انگ بی دینی نمی خورند اما در اینجا چطور؟

2- آنجا معترضین عوامل استکبار نامیده نمی شوند اینجا چطور؟

3- آنجا مردم قدرت دارند که بتوانند علیه دولت و مشکلات تظاهرات کنند اینجا چطور؟

4- آنجا اعتراض، شورش بر علیه نظام سیاسی خوانده نمی شود اینجا چطور؟

5- آنجا نظام مقدس نیست اما اینجا... ولی در همه آن کشورها اعتراض

بر علیه دولت وجود دارد اما اینجا...

6- آنجا به نفع نظام تظاهرات برپا نمی شود اما اینجا

7- قانون اساسی ما تظاهرات در اعتراض به دولت را مشروط به اجازه

از وزارت کشور کرده اما:

الف: کدام دولت اجازه داده مردم بر علیه اش تظاهرات کنند؟

ب:چرا هر تظاهرات و تجمعی که در حمایت از دولت و نظام باشد

مجوز لازم ندارد اما اعتراض مجوز لازم دارد؟

8- چه کسی می خواهد تعارض میان قانون اساسی و عملکرد رجال را از میان بردارد؟

وقتی کشورمان را با دیگر کشورها مقایسه می کنم متوجه می شوم

کشورهایی که با ما دشمن هستند مردم می توانند تظاهرات ضد دولتی

انجام دهند اما در عربستان هم مردم حق اعتراض ندارند.

یک شعر بی ربط به بالا

توانا بود هرکه دانا بود = = =  ز دانش دل پیر برنا بود.

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

صداقت راست دروغ شنبه نوزدهم فروردین 1391 23:37

مدتهاست که خبر از گرانی و کمبود در اروپا و آمریکا از تلوزیون به گوش می رسد و آدم دلش به حال این ملتهای مظلوم  می سوزد ایکاش هفته ای در نظر گرفته می شد و مردم همیشه در صحنه کمکهای مهرورزانه خود را به این ملل آسیب پذیر ارسال می کردند.

حال که این امکان بوجود نیامده و از طرفی ما  حکمرانان آن ممالک را ظالمان و مفسدان عالم می دانیم که خون ملتهایشان از جنگالهایشان فوران می کند برای به خشم آوردن آن مستکبران به آنها اعلام میداریم که ما در این مملکت شاهد هیچ گونه گرانی نیستیم و هیچ کس در مملکت ما شب گرسنه نمی خوابد و هیچ کسی برای درمان اعم از دندان و سوء تغذیه و غیره سرگردان نمی ماند و کاسه چه کنم بدست نمی گیرد. ما در این مملکت اصلا بیکار نداریم که بخواهند تشکیل زنجیره انسانی بیکاران را بدهند. ما کشور ثروتمندی هستیم که هر آنچه شما ندارید در مقابل ما در حد کمال داریم مثل گاز و نفت و صداقت با مردم.

تلوزیون ما از بس که در مملکت هیچ سوژه خبری وجود ندارد و هیچ مشکلی برای گزارش کردن ندارد به سراغ سقوط F 18 آمریکا می رود که در منطقه مسکونی با زمین برخورد کرده و آن واقعه را هدیه ارتش آمریکا به مردم نامیده اما در کشور ما هیچ گاه هواپیما در مناطق مسکونی سقوط نمی کند نهایتا در خارج شهر یا در قبرستان سقوط می کند

حرف برای گفتن زیاد است اما همه دنیا بدانند در کشور ما هیچ مشکلی نیست.

یک حدیث بی ربط به مطالب پیشین:

حضرت علی علیه السلام فرموده اند:

هیچ کسی طعم ایمان را نمی چشد مگر آنکه دروغ را چه به جدی و چه به شوخی ترک کند.

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

یازده فروزدین سال 91 روستای حسن کهل یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 0:26

جاده ورود به روستا

جاده ورودی حسن کهل

جاده حسن کهل

جاده حسن کهل

جاده حسن کهل

جاده حسن کهل

رودخانه حسن کهل (مهرانرود)

حمل نهال

حمل نهال

حمل نهال توسط حقیر

شخص بنده

بستر رودخانه

بستر رودخانه

بستر رودخانه

عمو مجید( نشسته)، علی داداش (عمو- وسطی) اکبر آقا( شوهر خواهر)

مخلص شما: قاسم باصری حسن کهل

برف آنقدر زیاد بود که چکمه هایمان از برف پر شده بود.

علی داداش در حال خالی کردن چکمه هایش از برف است.

بعضی جاها عوق برف تا کمر می رسید.

کاشت نهال در شرایط سخت

بشیر باصری حسن کهل عموی پدرم در کنار علی داداش

کمبود علوفه باعث شده در این هوای سرد گوسفندان به جاهای آفتابگیر برده شوند.

قسمتهای خالی از سکنه و خانه های خراب شده

کلبه عمو مجید

از راست اکبر باصری( پدر) اکبر آقا حاجی پور و صمد آقا باقری دامادان و عمو مجید


حقیر تا خرخره در برف افتاده و همه لباسهایم خیس شده بود.

مسجد ساکت و خلوت روستای حسن کهل


نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

آیا گوشی برای شنیدن هست؟ شنبه پنجم فروردین 1391 15:9
هر کسی ممکن است از دولت شکایتی داشته باشد.

یا نسبت به رجال سیاسی انتقادی داشته باشد.

باید گوشی برای شنیدن این نقد و شکایات باشد.

بعضی ها با دیدن مشکلات مملکت که شاید حکومت مقصر باشه اولین حرکتشان مخالفت با اصل نظام است.

بعضی ها چشم خود را بر روی همه قصورات نظام می بندند.

بعضی ها نقد و انتقاد نمی کنند چون می ترسند به اصل نظام آسیبی برسد.

بعضی ها گه گدار انتقادکی می کنند و بعد سکوت

بعضی ها این انتقادات را ادامه می دهند ولی بدون فریاد

بعضی ها به دنبال اینکه کسی گوش به نقد و انتقاد نمی دهد فریادکی می کنند

اگر کسی به نقد و انتقاد دوستان و محبان نظام گوش ندهد

نقدها به فریاد و فریاد به اعتراض و اعتراض به دشمنی منجر می شود.

چرا کسی نیست که منتقدان و فریاد کنندگان و معترضان را به آغوش کشد؟

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

دعال سال 91 سه شنبه یکم فروردین 1391 21:19
سلام

سال نو مبارک

خدایا در این سال  شرّ انسانهای با صفات ذیل را از سر ملت ایران کم کن:

مزوران

منافقان

رجال بی عرضه اقتصادی و سیاسی

دروغگویان

ظالمان

گرگهای دایه نما

. . .

و هر کسی را که می خواهد ملت باشرف ایران را به

سخره بگیرد و به آنها ظلم کند.

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

شکم و انقلاب یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 19:31

بارها گفته ام و گفته اند که انقلاب مردم ایران برای شکم نبود.

راست هم هست و مردم بارها این مسئله را اثبات کرده اند.

اما این مسئله باعث نمی شود که بعضی از رجال اقتصادی کشور بی

عرضگی شان را با تمام قد به رخ عالم بکشند.

هرچقدر ملت نجیبتر رفتار می کند واژه حیا از قاموس رجال

اقتصادی محوتر می شود.

امروز رفتم تا کمی گوشت و مرغ منجمد بخرم چند تا مغازه

و فروشگاه سر زدم یا نداشتند و یا مرغ منجمد 4000 تومان

و گوشت منجمد 12000 تومان بود.

مردمی که از این گوشتها استفاده می کنند توان خرید گوشت

و مرغ گرم را ندارند و به اینها پناه می برند.

رئیس جمهور محترم و محبوب عجب صفایی را دم عیدی در

کشور براه انداختند!!!

ایکاش میشد ملت ها و رجال دیگر کشورها رفتارها و گفتارهای

این مرد را نمی دیدند و نمی شنیدند تا هوس صفا نکرده و خود را مسخره عام و خاص نکنند.

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

مجلس دولتی جمعه بیست و ششم اسفند 1390 16:50
تابحال فکر می کردم مجلس میتواند جلوی تکروی افراد را بگیرد اما حالا....

خوب شد که مجلس از احمدی نژاد سوالهایش را پرسید والّا:

1- هیچ یک از مشکلات اقتصادی و گرانی سرسام آور حل نمی شد.

2- هیچ مشکل فرهنگی حل نمی شد.

3- هیچ قانون گریزی مچش گرفته نمی شد.

مجلس به ملت فهماند که:

1- محله دکتر محمود محله ارزانی است.

2- گوجه و مرغ و هر کوفت و ... آنجا ارزان است.

3- آنهایی که دم از گرانی می زنند ایادی استکبار جهانی اند.

4- وکلایشان نامرد و بی انصاف هستند.

در آخر:

سوال مجلس از محمود آقا به ملت فهماند که دموکراسی زشت ترین و

ناجوانمردانه ترین کلاهی است که بر سر ملتها گذاشته شده است.

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

رابین هود و داروغه جمعه نوزدهم اسفند 1390 17:2

بارها در تلوزیون جمهوری اسلامی ایران سریال رابین هود بصورت فیلم و انیمیشن

نمایش داده شده و دیگه تقریبا همه به جزئیات این داستان ملتفت اند.

در قسمتی از داستان داروغه ظالم فیلم به بهانه کش رفتن سکه های داخل قوطی یک گدا،

سکه ای را از جیب خودش محکم به درون قوطی گدا پرت می کند که بر اثر برخورد این

سکه با ته قوطی همه سکه ها به هوا پریده و داروغه موفق می شود همه سکه ها را بگیرد . درواقع او با انداختن سکه خودش در داخل قوطی گدا می خواست همه سکه های گدا را

صاحب شود.

مسئله ما در این پول یارانه ای هم مثل جریان همان داروغه است از یک طرف پولی وارد

جیب ما می شود از طرفی هر روز اجناس گران می شود.

چند سال پیش برای مهار گرانی نان، اقدام به کم کردن وزن چانه خمیر کردند!!!!

محله ما سه هفته پیش جناب مرغ سه هزارو دویست بود الان این مرغ هورمونی

هم بال درآورده و به هوا پریده!!!!

از اینکه می بینم سر ملت کلاهی تا زانو می گذارند خیلی کلافه می شوم.

انگار کسی نیست به فکر اقتصاد ملت باشد. آیا باید منتظر رابین هودی بود که

تعصب انگلیسی دارد.

حضرت امیر علیه السلام در قصار 14 نهج البلاغه میفرماید:

کسی که نزدیکانش او را ضایع کنند بیگانگان او را در آغوش می گیرند.

چرا مردم به این خوبی را ضایع می کنند؟

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

گاهی اما همیشه..... یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 21:43
زمانی فکر می کردم که وبلاگ همدم تنهاییهام میتونه باشه و میتونه همصحبتم باشه اما انگار تو این دنیا هیچ چیز و هیچ کس را نباید به ته دلت راه بدی برای همه باید سکرت باشی.

گاهی تصمیم می گیرم که هرچه بادا باد گاهی هم دستم به نوشتن نمیره.

گاهی وقتها حس می کنم یک عروسک خیمه شب بازیم و گاهی حس پینوکیو بهم دست میده.

گاهی وقتها حس می کنم یک موچه ام روی یک بستنی شکلاتی

اما همیشه وقتی سر کلاس هستم خجالت میکشم که من رو صندلی استادی نشستم و دارم تدریس میکنم.

قبل از اینکه بخوام چیزی را بنویسم ذهنم پر از مطلب میشه اما وقتی میخوام حروف را در کنار هم جا بدم افکارم و بافته هام مثل یک ابر کوچک پراکنده میشه.

فعلا اینو داشته باشم.

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

گریه کن سرباز سه شنبه ششم دی 1390 23:25

آهای سرباز، آهای مادر!...گریه کن، تو حق داری گریه کنی. شاید ماهها و سالهاست که فرزندت را ندیده ای. فرزند دلبندت را. کودک معصومی که تاب دوری مادر نداشته و حتماً از تو بیشتر، برایت دلتنگی می کرده. گریه کن سرباز، گریه کن تا سبک شوی...


sarbaz.JPG


منبع: سایت عماریون


ادامه مطلب
نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

کربلاء چهارشنبه نهم آذر 1390 0:0
حسین علیه السلام نوری است که

هرگز خاموش نمی شود.

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

پفک پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 10:46
خیلی وقته وبم را بروز نکرده ام

پفک را دوست دارم اما خوردنش برام سخته

همیشه وقتی پفک می خورم اذیت می شم

لباسم کثیف میشه و از دست زدن بهش خوشم نمیاد

اما چه کارها و رفتارهای زیادی انجام می دهم که ذره ای هم توجه 

بهشون ندارم که روحم را آلوده کردند یا نه

سوره بقره 216:  جهادِ در راه خدا بر شما مقرّر شده است در حالى كه نزد شما خوشايند نيست امّا چه بسا چيزى و كارى را كه خوش نداريد، ولى خير و صلاح شما در آن باشد و چه بسا چيزى و كارى را كه دوست بداريد و در آن شرّ شما باشد، خداوند مى‏داند [كه مصلحت در چيست‏] و شما نمى‏دانيد [زيرا علم خداوند لا يتناهى و علم شما محدود است،]

Fighting is also prescribed for you even though it may seem detestable to you. It may be that you detest something which is good for you; while perhaps you love something even though it is bad for you. God knows, while you do not know.")216

Se os ha prescrito que combatais, aunque os disguste. Puede que os disguste algo que os conviene y amis algo que no os conviene. Ala sabe, mientras que vosotros no sabis.) 216

Diwajibkan atas kamu berperang, padahal berperang itu adalah sesuatu yang kamu benci. Boleh jadi kamu membenci sesuatu, padahal ia amat baik bagimu, dan boleh jadi) pula (kamu menyukai sesuatu, padahal ia amat buruk bagimu; Allah mengetahui, sedang kamu tidak mengetahui.) 216

216. 비록 싫어하는 것이지만 너회에게 성전이 허락되었노라 그러나 너회가 싫어해서 복이 되는 것이 있고 너회가 좋아해서 너희에 게 악이 되는 것이 있나니 하나님은 너회가 알지 못하는 것을 알고계시니라


نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

وداع چهارشنبه نهم شهریور 1390 23:35
ماه مبارک رمضان گذشت با روزهای گرم و خنکش و سریالهای خوب و ضعیف اش با خنده بازار سیاسی اش که هیچ ربطی به خنده نداشت روزها و شبهایش و شبهای احیا همه گذشتند.

ماه مبارک رمضان فارغ از اضافاتی که ما بهش چسبانده ایم انصافا ماهی است دوست داشتنی و امیدوار کننده.

خدایا همه را تا رمضان سال بعد از شر شیطان و هدای نفس در امان بدار.

سلام بر تو ای کریم‏ترین هم‌نشین از میان اوقات! و ای بهترین ماه در روزها و ساعات.

سلام بر تو ای ماهی که در طی تو برآورده شدن آمال نزدیک گشته،

و اعمال در آن پخش و فراوان است.

سلام بر تو ای هم‌نفسی که قدر و منزلتت بزرگ و فقدانت بسیار دردناک است!

و ای مایه امیدی که دوری‌ات رنج‏آور است.

سلام بر تو ای هم‌دمی که چون رو کنی، ما را مونس شادکننده‏ای

 و چون سپری شوی، وحشت‏ آور و دردناکی.

سلام بر تو ای هم‌سایه‏ای که دل‌ها نزد تو نرم شد و گناهان در تو نقصان گرفت.

سلام بر تو ای یاوری که ما را در مبارزه با شیطان یاری دادی

 و ای مصاحبی که راه‌های احسان را هموار و آسان ساختی.

سلام بر تو که چه بسیارند آزادشدگان حضرت حق در تو

و چه سعادت‌مند است کسی که حرمتت را به واسطه خودت رعایت کرد!

سلام بر تو که چه بسیار گناهان را از پرونده ما زدودی

 و چه عیب‏ها که بر ما پوشاندی!

سلام بر تو که زمانت بر گنه‌کاران چه طولانی بود و در دل مؤمنان چه هیبتی داشتی!

سلام بر تو ای ماهی که هیچ زمانی با تو پهلو نزند!

سلام بر تو ای ماهی که از هر نظر مایه سلامتی.

سلام بر تو که مصاحبتت ناپسند و معاشرتت نکوهیده نیست.

سلام بر تو هم‌چنان که با برکات بر ما وارد شدی

 و ناپاکی معاصی را از پرونده ما شستی.

سلام بر تو که وداع با تو نه از باب خستگی و فراغت از روزه‏ات،

 نه به خاطر ملالت است.

سلام بر تو که قبل از آمدنت، در آرزویت به سر می‏بردیم

و پیش از رفتنت بر هجرانت محزونیم.

سلام بر تو که چه بدی‏ها که به سبب تو از جانب ما گشته

و چه خوبی‌ها که از برکت تو به سوی ما سرازیر شده!

سلام بر تو و بر شب قدری که از هزار ماه بهتر است.

سلام بر تو که دیروز چه سخت بر تو دل بسته بودیم

 و فردا چه بسیار شایق تو می‏شویم!

سلام بر تو و بر فضیلت تو که از آن محروم گشتیم

و بر برکات گذشته‏ات که از دست ما گرفته شد.

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

مرگ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 18:14
سلام

مدتی است که فکر می کنم زمان مردنم خیلی نزدیک شده به طوری که به فکر بیمه عمر افتادم تا بعد از مرگم زن و بچه هام تو مشکل مالی نیفتن.

هر وقت مسافرت میرم خداحافظی با خانواده برای من آخرین خداحافظی می شود و یا هر وقت سوار ماشین میشم صحنه تصادف خودم را می بینم اول این ماه هم یکی از فامیلهای دورمان به همراه زن و دو فرزندش تصادف کردند و هر چهار نفرشان به دیار حق شتافتند.

تو مسافرتم که اول این ماه به سمت مرز عراق داشتم مرگ از یک قدمیم با نرمی عبور کرد ولی ایکاش همان مرگ نصیبم می شد.

سرباز و درجه دار کنار جاده وایساده بودند با دست و سر بهشون سلام کردم یک ساعت بعد خبر شهادتشان را به دست جانیان خودفروش شنیدم شهادت روزی من نبود نمی دانم چگونه مردنی و چطور مردنی قسمتم خواهد شد ولی از خدا می خواهم مرگم ثمر داشته باشد.

یک سالی است که به تبریز و به این آپارتمان اسباب کشی کردیم امروز یکی از همسایه های هم طبقه ایمان به رحمت خدا رفت پیر مرد دومین مسافر وادی حق  در این طبقه چهار واحدی بود.

خدایا در این ماه مبارک اگر سرنوشتی برایم رقم خواهد خورد التماس می کنم سرنوشتی را رقم بزنی که تو خوشنود باشی و من رستگار.

 تو ادامه مطلب یه چیزایی گذاشتم برای ....... که نمی توانند بمیرند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

ماه خدا دوشنبه دهم مرداد 1390 20:15
سلام

ماه خدا رسید و برای ما دوباره سوژه ای نو آمد تا حرفهای تکراری مان را مکررا تکرار کنیم ماه مبارک رمضان فرصتی است برای به خواب بردن وجدان و عقل

چیزی که مرا بیشتر آزار می دهد رفتار ها و حرفهای فانتزی توخالی است خودم هم گرفتار این هستم.

آیا واقعا ماه رمضان صرفا ماه پوز دادن متدینین و زدن حرفهای تکرای خطبا و برگزاری جلسات ختم قرآن است؟

آیا همه ابزار های انسان شدن همینهاست یا اینها فقط علت ناقصه هستند؟

جای متخلق شدن متدینین در این ماه کجاست؟

آیا در شب نوزدهم این ماه اخلاق هم به همراه شهید این ماه برای ابد خاموش شد؟

خدایا به روحانیون صداقت و به متدینین همدلی عنایت فرما.

 

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

مناجات چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 23:59
بعد از مدتها سلام

اعیاد مبارک ماه شعبان را خدمتان تبریک عرض می کنم.

نکته ای بسیار زیبا را مدیر محترم حوزه علمیه ولیعصر(عج) تذکر دادند که خیلی خوشم آمد و آن این بود که حب اهل بیت و شادی در شادی آنان و حزن در مصائب آنان دلیل بر شیعه بودن فردی نمی کند بلکه اطاعت از اهل بیت نشان شیعه بودن است.

متاسفانه این مسئله در بینمان کم رنگ شده و حب اهل بیت را جایگزین اطاعت از اهل بیت قرار دادیم و نمی دانم مخاطب ۱۱۰ جلد بحارالانوار که مجموعه روایات اهل بیت علیهم السلام است کیست.

فقره ای از مناجات مناجات شعبانیه:

إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّي تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَي مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ

خدایا! مرا كمال گسستن از غير و پيوستن به خودت عطا كن‏ديده دلهايمان را با فروغ نگاه به خود، روشن سازتا ديده‏هاي بصيرت دل، حجابهاي نور را از هم بر درد و به كانون عظمت‏برسد و جانهاي ما آويخته درگاه عزت و قدس تو گردد.

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

مشهد الرضا(ع) و آقا سعید چندانی یکشنبه هشتم خرداد 1390 20:32
سلام یکشنبه اول خرداد از مشهد برگشتیم و این سفر برام خیلی خوب و خوش بود خداوند مهربان زیارت حرم امام رضا (ع) را روزی همه شما قرار دهد/ حرم دنبال قبر شهید سعید چندانی بودم ایشان سنی مذهب بود براثر بیماری و ناعلاجی مرض وی ایشان را به جمکران می برند و آنجا شفا می یابد بعد از مدتی در حرم رضوی به شهادت می رسند. با زحمت توانستم آدرس قبرشان را بیابم : حرم امام رضا علیه السلام صحن جمهوری اسلامی قبرستان زیر صحن بلوک 93 زیر ستون. ستون هم پر بود از نوشته های دلشکن و ...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

همیشه پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390 1:0
سلام

صبح روز پنج شنبه انشاءالله با خانواده مشهد میریم خواستم صرفا یک پستی زده باشم و از طرفی هم متن یکی از دوستانم را هم تو وبم بگذارم.

دردستان

خواستم از کارستان روزگار خطی بنویسم از دردستان گذشت بی بازگشت.

هم کارزار است هم گذرگاه

باید بجنگی تا سرای عمرت در دستان آه و افسوس نباشد

مجالی نیست پس سخن کوتاه کردن هم جنگی است با پرواز خیالم

افسار به دست خیال دادن جنگل دردستان میسازد، نابود باد حسرت گذری که،

در کارزار آن برای خود دردستان ساخته ای نه گلستان ......

نوشته : نجوا- جهادگر

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

ناتمام پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390 0:8

سلام

با اینکه مطالب زیادی برای نوشتن داشتم اما نمی دانم

 چرا فرصت نشد وبم را آپ کنم مثلا

ایام شهادت حضرت فاطمة الزهراء سلام الله علیها گذشت

 و چیزی ننوشتم اما می خواستم فقط این را بنویسم:

عشق یعنی:

ع = علی

ش = شب

ق = قبر

اما نشد بنویسم

هفته معلم گذشت و من نتوانستم بنویسم که

 به همه اساتیدم می بالم از معلم اول ابتدائیم

جناب آقای محمودی تا حاج آقا شیخ عبدالمجید بنابی

 و از استاد صادق نیا که با ایشون خیلی بحث می کردم

تا جناب استاد آبائی و دیگر عزیزان

اما فرصت نشد و می خواستم به هم کلاسیهایم

 در مدرسه ولیعصر(عج) تبریز و سفیران هدایت تبریز

 تو وبم بنویسم که از ته دل دوستشان دارم و نوکری

 برای ایشان را برای خودم افتخار می دانم اما فرصت نشد.

فرصتها چه زود می روند و حسرتها چقدر باقی می مانند.

 

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

عکسهای قم دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 0:20
پنج شنبه ۸/۲/۹۰ قم

مدرسه فیضیه

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

معجزه شنبه دهم اردیبهشت 1390 19:20
حکایت

روزی چند شیاد وارد آبادی ای شدند و مردم آنجا را بسیار دیندار و ساده یافتند با خود تصمیم گرفتند که امامزاده ای را درست کنند تا مردم نذورات به آنجا اهدا کنند و آنها از این هدایا بهره برند.

ساختمانی مهیا شد و اسباب جذب مردم را آماده ساختند در ابتدای امر مردم کمی به آنجا رفت و آمد داشتند ولی مدتی بعد جمعیت زیاد شد و امامزاده جعلی معروف شد و با معروفیت آنجا هدایا بیشتر گشت.

روزی یکی از اهالی به یکی از این خناسان گفت که چرا به امامزاده نمی روند. آن مرد دهاتی از کرامات آن امامزاده گفت و گفت و گفت که امامزا ده معجزه هم انجام می دهد. آن چند نفر شیاد خناش به شک افتاده و باور کردند که امامزاده معجزه می کند آنها به امامزاده رفتند و دیدند که امامزاده معجزه انجام می دهد.

به قول قدیمی ها: امامزاده ای که خودمان درست کردیم حالا دارد برای خودمان معجزه می کند.

نکته این حکایت: هر داستان و حکایتی را که می شنوید یا می خوانید مجبور نیستید که مصداقی برای حکایت بیابید.

العاقل یکفیه الإشاره

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |

فیلم سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 23:8
سلام

دیروز یکی از دوستان قدیمی ام بهم اس زد و خبر جلسه امروز را بهم داد

امروز تو این بارندگی شدید رفتم مسجد المهدی عباسی تبریز

خیلی وقت بود دوستانم را ندیده بودم

حاجی داشت برای اعضای پایگاه صحبت می کرد و از گذشته براشون می گفت

همون طور که او حرف می زد کلماتش در ذهن من مثل فیلم از جلوی چشمانم می گذشتند

چه دورانی بود!

دوستان بسیجی با ادب ، مخلص، بی ریا و برادرانی که خودمان انتخابشان کرده بودیم

خیلی وقت بود بوی خوش بسیجی و پاسدار به مشامم نرسیده بود

در سفری که به بوکان داشتم آنجا پاسدارهایی را دیدم که انگار

شهیدان زنده ای بودند که اسیر کالبد شده اند. چه بوی خوشی داشتند!

دوستان بسیجی من هم همان بو را می دهند.

دعای همیشگی آنها این است:

اللهم ارزقنا توفیق الشهادة بین یدی مولانا صاحب الزمان

نوشته شده توسط قاسم باصری حسن کهل  | لینک ثابت |